دل نگار

انگلیسی با موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 16 تیر ماه سال 1387
هوای آشنایی سرد سرد است

رُخ فریاد یاران زرد زرد است

نگاه این طبیبان سیه کار

به بیماران دل تزریق درد است


یکشنبه 16 تیر ماه سال 1387
کسی نشنید این ،صدای خسته من را
کسی ندید ترکهای قلب شکسته من را
کجاست مرهم زخمی که بر دلم بنشیند
که هر که نشست گشود زخم بسته من را
کجا روم ،از درد خود، به که گویم
که تا نکند بیش کولبار غصه من را
خدای من این غصه ها مرا خم کرد
چگونه صاف کنی ،قامت خمیده من را ؟
در این گذار عمر رفت امید روشن قلبم
کسی ندهد باز این ،امید رفته من را
ز درد های غبار دلم ،لحظه ای گریزی نیست
نسیم عشق کی برد این ، غبار کینه من را
در این کشاکش تقدیر ،حسرتی بدل مانده
که اشک شوق کم کند، اندوه دیده من را

پنجشنبه 29 فروردین ماه سال 1387
آشیان در دل ما کرده وطن نام تو بس!
به تلاطم شده اهریمن از آرام تو بس

نحسی سیزده را ضرب ِ صد ار بشماریم
میشود فهم چنین کرد که: آلام تو بس

ای گران وصله ی جانم که بزرگی و سترگ!
چون شکر باد ز "فرهنگ وفا" کام تو بس

سفلگان با تو مروت ننمودند ای خاک!
از شغالان نرَمد شیر خوش اندام تو بس

"آریوبرزن ِ" نام آورت ای خاک کجاست؟
به فرومایه دهد درس ز اقدام تو بس

حد پامیر تو را با مژه روبیم به غرب
از پلیدی بزداییم کف و بام تو بس

از خرافات و پلشتی به میان، فاصله شد
ما گره خورده به خویشیم ز الهام تو بس...

استاد عاکف


عناوین آخرین دل نوشته ها
خوش آمدید
تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد دل دیدگان : 5634